السيد الطباطبائي

63

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

هم مىنهاد ، بيشتر خنده‌هاى آن حضرت لبخند بود ، هنگام تبسم دندان‌هايش چون دانه‌هاى تگرگ نمايان مىشد » . صدوق قدس سره در كتاب مزبور مىگويد : « تا اينجا روايت ابى القاسم بن منيع ، از اسماعيل بن محمد بن جعفر بن محمد بود و از اين پس تا آخر ، روايت عبد الرحمن است » . امام حسن عليه السلام مىفرمايد : « مدتى اين مطالب را از حسين عليه السلام كتمان مىكردم ، پس از آنكه برايش نقل كردم ، ديدم در اين قسمت بر من سبقت جسته است . از وى پرسيدم : تو از كه شنيدى ؟ گفت : من از پدرم على عليه السلام از وضع داخلى و خارجى رسول خدا صلى الله عليه و آله و همچنين از چگونگى مجلس ، و از شكل و شمايل آن حضرت پرسيدم . پس چيزى از آن فروگذار نكرد و همه را برايم بيان فرمود . حسين عليه السلام گفت : از پدرم از وضع داخلى رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال كردم ، فرمود : به منزل رفتنش به اختيار خود بود . و چون به منزل تشريف مىبرد ، اوقات خويش را به سه بخش قسمت مىكرد : قسمتى را براى عبادت خدا و قسمتى براى اهل بيت خود و جزئى را به خود اختصاص مىداد . و آن جزئى را كه مربوط به خودش بود ، به صادر كردن دستورهاى لازم به خواص اصحاب و تكليف نمودن آنان براى رسيدگى به كارهاى عمومى مردم صرف مىكرد و از آن قسمت چيزى را به كارهاى شخصى خود اختصاص نمىداد . از جمله روش آن جناب اين بود كه اهل فضل را هميشه مىپذيرفت و هركس را به مقدار فضيلتى كه در دين داشت ، احترام مىكرد . بعضى را يك حاجت و بعضى را دو حاجت و بعضى را بيشتر . رسول خدا صلى الله عليه و آله به احتياجات آنان رسيدگى مىكرد و ايشان را سرگرم اصلاح نواقصشان مىكرد و از ايشان دربارهء امت پرسش نموده ، مطالب لازم را بيان مىكرد و مىفرمود : بايد حاضران به غايبان برسانند . حاجت كسانى را كه به من دسترسى ندارند ، به من ابلاغ كنيد و بدانيد كه هركس حاجت اشخاص ناتوان